هر کس نگاه می کارد، اشک درو می کند
همه تنهایی ات را
به من بسپار
تمام بی کسی ام را
با آن قسمت می کنم
-------------------------------------------------
با دستان تهی ام
به استقبالت می آیم
تو
انتظار برایم ارمغان آوردی
-------------------------------------------------
یک کلاغ
یا چهل کلاغ
فرقی نمی کند
کی
خبر دوستت دارم را به تو می رساند
--------------------------------------------
لیوان چای روی میز
در انتظار یک بوسه است
نه تو می آیی
و نه او گرم می ماند
چه گناهی دارد
سماوری که داغ دیده است
-------------------------------------------
وقتی به تو فکر میکنم
جاده می آید
وقتی در جاده می روم
تو همراهم نیستی
تو و جاده در تنهایی من همدستید
----------------------------------------------
روی جاده نوشتم
بمان
او می آید،
برای دیدن تو
مرا تنها گذاشت
---------------------------------------------
همه محال ها را
باور کرده ام
شاید
گفته باشی
دوستت دارم
--------------------------------------------
نفس تو
در قلبم تکرار می شود
اما من پر از
نفس های تنهایی ام
---------------------------------------------
وقتی کاسه ای زیر نیم کاسه است
یعنی من به تو فکر می کنم
و تو
به کس دیگری
* از مجموعه شعر "تو و جاده همدستید" – نشر پایان - کیوان مهرگان
پ.ن : تیتر مطلب نیز از اشعار همین مجموعه است
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ساعت 20 توسط
|
با چهره های زرد می گذریم