همه کلمات معنی تو را دارند
همهی کلمات
معنای تو را میدهند
مثل گلها همه
که بوی تو را پراکندهاند
سکوت کردهام
که فراموشت کنم
اما مدام
مثل زنبوری سرگردان
رانده از کندویش
دورِ گلم میگردم
-------------------------------------
نه
اینها کاغذی نیستند
که بادشان ببرد
پاره سنگی که روی رویاهایم گذاشتی بردار
روی باد بگذار
رویاهای مناند
که باد را بههم ریختهاند
--------------------------------
جوانیام
گوشهی آغوش تو بود
لحظهای صبر اگر میکردی
پیدایش میکردم
آغوشت را باز کردی
برای رفتنام
شاید حق با تو بود
من دیر شده بودم
---------------------------------------
تصویرت را در آب دیدم
تو رفتی
من به دنبال رودخانه راه افتادم .....
----------------------------------
آدمیان و جاده ها
عهدی كهن دارند
همواره جاده ها
می برند ورهاشان می كنند
و آدمیان باز می گردند
آن جا كه جاده ها
می برند و رهاشان می كنند
-----------------------------------
برفی سنگین نشست
درختی زیبا شد
درختی شكست
-----------------------------------
میخواستم دنیا را عوض كنم
دنیا عوض شد
اما كار من نبود
میخواستم انسان را دگرگون كنم
انسانها دگرگون شدند
نه آنگونه كه من میخواستم
حالا دیگر
فقط میخواهم
تو را همان گونه كه بودی نگه دارم
بی هیچ تغییری
پیچیده در رویای كاغذیام
و تو
میدانم
عوض نخواهی شد
همانگونه كه بودی، گریزپا
پُرطغیان و تغيّر
ویرانگر
رودخانهی آتش-------------------------
سپیده آنگاه
بر شیشه های پنجره ام می كوبد
كه تو دیده از هم بگشایی*گزیده اشعار شهاب مقربین
* آثار مقربین : اندوه پروازها/ گامهای تاریك و روشن/كلمات چون دقیقهها/كنار جادهی بنفش كودكیام را دیدم /مجموعهی منتشر نشدهی این دفتر را باد ورق خواهد زد
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۴/۲۶ ساعت 20 توسط
|
با چهره های زرد می گذریم