مي گويي از واقعيت زندگي دور افتاده ايم، واقعيتي جز آنچه كه ما اراده كرده ايم به واقعيت برسانيم وجود ندارد،زندگي را با كوه ، با آسمان، با هدف ، با ايمان و با عشق ، پر بايد كرد،يا بايد خالي و پوك و ناقابل نگهش داشت و نام زندگي را از روي آن برداشت،كارهايي هست كه انسان ، در ابتدا گمان مي كند كه آنها را دوست ندارد اما بعد ، در جريان عمل ، دلبسته ي آنها مي شود، شيريني زندگي از آنجا سرچشمه ميگيرد كه تو بر مشكلات ،غلبه كني. بدون اين غلبه ، زندگي مان خالي خالي ست،به چيزي ايمان بياور، و مومن بمان، ديگر نيانديش تا شك كني. فقط بنده آن ايمان باش ، بنده ي آنچه كه با قلبت قبول كرده اي ،همين،قيمت عشق هميشه بيش از تحمل آدميزاد بوده است . بايد (اما سخت است) كه زندگي را به يك عاشقانه ي آرام تبديل كنيم

بخش هایی از "یک عاشقانه ی آرام-نادر ابراهیمی"